خرید بک لینک
شش روز از سال نو میلادی می گذره و سال جدید برامون پر از آرامش و امیدواری شروع شد. سال 2015 با همه سختی ها و خوشی هاش گذشت. البته میشه گفت کفه ناراحتی هاش سنگین تر بود. سه سفر به اندونزی و سنگاپور و تایلند داشتیم که خوب هر سه کشور تم مشترکی داشتند ولی با این وجود بهمون خوش گذشت مخصوصا تو بانکوک. دو تا از مقاله هام چاپ شدند و دو تای دیگه را سابمیت کردم و فعلا منتظرم . علاوه بر این چهار تا دو مقاله دیگه هم نصفه نیمه آماده دارم که همین روزها می فرستم و البته یکیشون یک کنفرانس در آمریکاست که 10 روز دیگه ددلاینشه. سال گذشته حسابی درگیر آزمایشات و تستهای بارداری هم بو

برچسب: آغازی دوباره,آغازي دوباره,آغازی دوباره شعر,آغازی دوباره رمان,سر آغازی دوباره,حس آغازی دوباره,سریال آغازی دوباره,سر آغازي دوباره,برنامه آغازی دوباره,سریال سرآغازی دوباره, نویسنده: هلیا پاکدل تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 0:42

هنوز هیچ آزمایش خونی ندادم ...سونوگرافی هم نرفتم...فقط حدس میزنم که امروز باید روز 19 ام باشه...یعنی دقیق ترش میشه 19 روزه که من یک مامان هستم...خیلی عجیبه ولی حس می کنم به همین زودی یکم چاق شدم و این واقعا نگرانم می کنه...من خیلی جزو مامانهایی که به فکر نی نی های نیومده اشون هستن ، نیستم...یعنی اینکه خوب همچنان خیلی به خودم فکر می کنم و حتی گاهی به نظرم خیلی کار سختی را برای انجام دادن انتخاب کردم و شاید حتی پشیمون هم شدم تو همین چند روز....البته با توجه به عدد سنم پشیمون شدن مشکلی را حل نمی کنه...چون وقت زیادی برای فکر کردن و اقدام کردن در این زمینه نداشتم....هنوز غ

برچسب: روزهای عجیبی را میگذرانم,روزهای جهانی عجیب, نویسنده: هلیا پاکدل تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 0:42

چند وقت پیش برچسبهای حروف فارسی برای کیبرد لپ تاپم را از ebay سفارش دادم ولی نمی دونم چرا خیلی تو مود نوشتن نبودم. امروز از اون روزهایی بود که به شدت احساس تنهایی می کردم و تصمیم گرفتم از سکوت خونه استفاده کنم و باز هم خاطراتم را ثبت کنم. از 25 ژانویه دیگه نوشتم که حساب کردم میشه دقیقا 180 روز. یعنی چیزی حدود 6 ماه. اینجوریاست که من هم اکنون یک مامان بالقوه 30 هفته ای هستم و اگر نی نی همراهم وقت شناس و مهربون باشه 10 هفته دیگه ما یک زندگی 3 نفره خواهیم داشت. تو این 70 روز خیلی اتفاقها قراره بیفته و خیلی کارها باید انجام بشه ولی خوب اکثرا کارهای خوب و دوست داشتنی هست

برچسب: نویسنده: هلیا پاکدل تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 0:42

امروز دقیقا 32 هفتگی را شروع کردم و خوشحالم که یک پنجم راه بیشتر باقی نمونده. این روزها خیلی وقتها را در بیمارستان می گذرونم .گاهی نگران حرکات بچه میشم و برای گرفتن ضربان قلب میرم گاهی دیگه به خاطر چک ادرار میرم .به طور طبیعی هم اینجا هر چند وقت یکبار با ماما یا دکتر وقت ملاقات روتین داریم. تازه یک وقتهایی هم میرم سراغ دکتر عمومی که خیلی خیلی دوستش دارم و تمام این مدت بهترین دوستم و راهنمام بوده. از اونجایی که پوزیشن نی نی breech هستش کمی تا اندکی نگرانم که نچرخه و مجبور به انجام سزارین بشم. خیلی دلم می خواد که وارد این بازی نشم و طبیعی نی نی را به دنیا بیار

برچسب: روزهای آینده,روزهای آینده رویا,روزهای آینده گذشته,هواشناسی روزهای آینده,هوای روزهای آینده,هواشناسی روزهای آینده تهران,هوای روزهای آینده تهران,وبلاگ روزهای آینده,هواشناسی روزهای آینده رشت,هوای روزهای آینده رشت, نویسنده: هلیا پاکدل تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 0:42

یک روز تعطیل خوب و آروم را گذراندیم. همخونه کلی به کارهای عقب افتاده خونه مثل درست کردن شیرهای سرویس بهداشتی و تمیزکاری حیاط و...رسید. منم غیر از نهار که اونم غذای آسونی بود بقیه روز را به خودم استراحت دادم. لیست بلند بالای کارها و خریدهای عقب افتاده یکی یکی در حال خط خوردن هستند. از همه مهمترشون قبولی یکی از مقالات ژورنالم بود که خیالم را برای فارغ التحصیلی راحت کرد. یک کار 1 ساعته روی یک مقاله و تموم کردن تز کذایی خیال من را از تموم شدن این دوره هم راحت می کنه. دیروز بعد از ظهر هم با یکم گشت زدن تو ایکیا یکسری خرید مثل تشک تخت برای مامان و یک روفرشی و یک آی

برچسب: انتظار,انتظارك صعب,انتظار الفرج,انتظار عاشقانه,انتظار به انگلیسی,انتظار اسالنا,انتظار الفرج عبادة,انتظار الحبيب,انتظار الصلاة بعد الصلاة,انتظار منصور, نویسنده: هلیا پاکدل تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 0:42

صفحه بندی